مرتضى مطهرى
68
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
به طور كلى اين مطلب بسيار روشن است كه امام صادق از نظر تصدى امر حكومت و خلافت خيلى حالت كنارهگيرى به خود گرفت و هيچ گونه اقدامى كه نشانهاى از تمايل امام باشد به اين كه زعامت را در دست گيرد وجود نداشت . اين به چه علت بوده و چه جهتى در كار بوده است ؟ البته در اين جهت شك نيست كه اگر فرض كنيم كه زمينه ، زمينهء مساعدى براى امام بود كه اگر اقدام مىكرد حكومت را در دست مىگرفت امام مىبايست اقدام مىكرد ، ولى صحبت در اين جهت است كه اگر زمينه صددرصد مساعد نبود و مثلًا صدى پنجاه مساعد بود ، چه مانعى داشت كه امام اقدام مىكرد حتى اگر كشته مىشد . باز همان مقايسه با وضع و روش امام حسين مطرح مىشود . در اينجا مىخواهيم مقدارى دربارهء مشخصات و خصوصيات عصر امام صادق و فعاليتهايى كه امام از نظر اسلامى در عهد خودشان كردند صحبت كنيم كه اگر امام حسين هم در اين زمان مىبودند قطعاً به همين شكل عمل مىكردند ؛ و اين زمان با زمان امام حسين چه تفاوتى داشت . البته عرض كردم صحبت اين نيست كه زمينهء حكومت فراهم بود و امام اقدام نكرد ؛ صحبت اين است كه چرا امام خودش را به كشتن نداد ؟ مقايسهء زمان امام حسين عليه السلام و زمان امام صادق عليه السلام فاصلهء اين دو عصر نزديك يك قرن است . شهادت امام حسين در سال 61 هجرى است و وفات امام صادق در سال 148 ؛ يعنى وفاتهاى اين دو امام 87 سال با يكديگر تفاوت دارد . بنابراين بايد گفت عصرهاى اين دو امام در همين حدود 87 سال با همديگر فرق دارد . در اين مدت اوضاع دنياى اسلامى فوق العاده دگرگون شد . در زمان امام حسين يك مسأله بيشتر براى دنياى اسلام وجود نداشت كه همان مسألهء حكومت و خلافت بود ، همهء عوامل را همان حكومت و دستگاه خلافت تشكيل مىداد ، خلافت به معنى همه چيز بود و همه چيز به معنى خلافت ؛ يعنى آن جامعهء بسيط اسلامى كه به وجود آمده بود به همان حالت بساطت خودش باقى بود ، بحث در اين بود كه آن كسى كه زعيم امر است چه كسى باشد ؟ و به همين جهت دستگاه خلافت نيز بر جميع شئون حكومت نفوذ كامل داشت . معاويه يك بساط ديكتاتورى عجيب و فوق العادهاى داشت ، يعنى وضع و زمان